چنین بازار خبر اقتصادی

چنین: بازار خبر اقتصادی

گت بلاگز اخبار حوادث دوست نداشتم با طناب دار بمیرم

«سه روزی که در انفرادی بودم، سخت‌ترین ساعات عمرم را سپری کردم. به بخشش اولیای دم امید داشتم ولی نگاهم به طناب دار هم بود؛ من پدرشان را کشته بودم ولی آنها رضایت

دوست نداشتم با طناب دار بمیرم

عبارات مهم : زندان

«سه روزی که در انفرادی بودم، سخت ترین ساعات عمرم را سپری کردم. به بخشش اولیای دم امید داشتم ولی نگاهم به طناب دار هم بود؛ من پدرشان را کشته بودم ولی آنها رضایت دادند به زندگی برگردم.» اینها بخشی از حرف های سعید است که در 20 سالگی مرتکب قتل شده است بود. قضات دادگاه در آخرین جلسه محاکمه، حکم آزادی او را صادر کردند.

به گزارش جام جم، آخرهای خرداد 90، نزاع دسته جمعی در یکی از باغ های قاسم آباد شهریار به فوت امیر 44 ساله منجر شد. او به علت اصابت چاقو از سه ناحیه بدن دچار خونریزی شدید شده است و بعد از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده بود. با حضور ماموران و بررسی صحنه جرم، هویت ضارب 20 ساله شناسایی و او چند روز بعد در منزل اش دستگیر شد.

سعید در جلسه محاکمه در برابر درخواست قصاص اولیای دم گفت: «نیمه های شب بود. با چندینه نفر از دوستانم در حال پیاده روی در کوچه بودیم که امیر با موتورسیکلت به سمت ما آمد و به پهلوی من خورد. به شکل لفظی با هم درگیر شدیم ولی او رفت و چند دقیقه بعد با دوستانش برگشت. ما قصد درگیری نداشتیم ولی امیر با چوب به من حمله کرد. من هم جهت دفاع از خودم، چاقوی دوستم را گرفتم و سه ضربه به او زدم.» در آخر دادگاه، متهم به قصاص محکوم شد و در حالی که در آستانه طناب دار قرار داشت، اولیای دم رضایت دادند.

دوست نداشتم با طناب دار بمیرم

هفته گذشته، سعید جهت محاکمه از جنبه عمومی جرم به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی انتقال یافته شد و گفت: «شب اتفاق متوجه فوت امیر نشدم تا این که 14 روز بعد، ماموران مرا به جرم قتل در منزل ام دستگیر کردند. ما با پرداخت 90 میلیون تومان رضایت اولیای دم را جلب کردیم. پدرم سکته کرده و من تنها فرزند خانواده هستم. از قضات تقاضای بخشش دارم.»

در آخر دادگاه، قضات وارد شور شدند و حکم آزادی سعید را صادر کردند. او در گفت وگو با جام جم، راجع به شرایطش در زندان و هدفش جهت آینده گفت.

«سه روزی که در انفرادی بودم، سخت‌ترین ساعات عمرم را سپری کردم. به بخشش اولیای دم امید داشتم ولی نگاهم به طناب دار هم بود؛ من پدرشان را کشته بودم ولی آنها رضایت

در زندان به کار خاصی مشغول شدی؟

در کلاس های احکام شرکت کردم و مدرکش را گرفتم.

هیچ وقت پای چوبه دار رفتی؟

یک بار جهت اجرای قصاص مرا به انفرادی بردند ولی چند ساعت قبل از این که اعدامم کنند، اولیای دم رضایت دادند.

دوست نداشتم با طناب دار بمیرم

در انفرادی زیاد از همه به چه چیزی فکر می کردی؟

چشمم به طناب دار بود. یاد همه گناهانم افتاده بودم و از خدا طلب بخشش کردم. دعا کردم کاش زیاد زنده بمانم. آدم ها همه می میرند ولی کاش فوت با طناب دار نصیب کسی نشود. در انفرادی، سخت ترین ساعات عمرم را تجربه کردم.

«سه روزی که در انفرادی بودم، سخت‌ترین ساعات عمرم را سپری کردم. به بخشش اولیای دم امید داشتم ولی نگاهم به طناب دار هم بود؛ من پدرشان را کشته بودم ولی آنها رضایت

فکر می کردی اولیای دم رضایت بدهند؟

آنها آدم های خوبی هستند. از اول هم گفته بودند قصد قصاص ندارند و به وقتش رضایت می دهند.

چطور رضایت ارزش را جلب کردی؟

دوست نداشتم با طناب دار بمیرم

شب قصاص، مادرم به منزل ارزش رفت. آنها هم در ازای دریافت 90 میلیون تومان رضایت دادند.

این مبلغ چطور تامین شد؟

با فروش منزل مان و انجام گلریزان.

قضات حکم آزادی ات را صادر کردند. چه هدفی جهت آینده ات داری؟

در زندان زیاد از همه به آزادی فکر می کردم. حالا که این لطف خدا مشمول بر حالم شده، دیگر سراغ دعوا نمی روم و همان شغل قبلی ام یعنی مکانیکی را ادامه می دهم.

واژه های کلیدی: زندان | انتقال | دادگاه | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz